خنده بازار کودکان

خنده بازار کودکان

خنده بازار کودکان

دعوا بر سر پول

مدیر: علی! چرا دیر به مدرسه آمدی؟ علی: دو نفر سر پولی که گم شده بود دعوا می کردند و ایستادم به تماشای آنها.

مدیر: دعوای آنها به تو چه ربطی داشت؟

علی: آقا اجازه، آخه پول زیر پای من بود!!!

جای کی؟

برادر: دلت می خواست جای چه کسی بودی؟ خواهر: جای تو. برادر: برای چه؟

خواهر: برای اینکه خواهر نازنینی مثل خودم داشته باشم!!!

ماهی گیری با اسکناس

اولی: جایت خالی، دیروز رفته بودم ساحل دریا تا ماهی بگیرم. دومی: خب گرفتی؟ اولی: بله که گرفتم، دو تا ماهی گنده گرفتم. دومی: با تور یا قلاب؟ اولی: با هیچکدام، با اسکناس!!

فیل

معلم:حسن آقا بگو ببینم فیل کجا پیدا می شه؟ حسن: آقا، فیل آن قدر بزرگه که هیچ وقت گم نمی شه!!!

خواننده لال

پسر مهربان داشت نوارخالی گوش میداد و بلند بلند گریه میکرده، بهش میگن چرا گریه میکنی؟
میگه:دلم واسه خواننده اش میسوزه، طفلکی لال بوده!

سر زدن

قاضی:چرا با سر زدی توی صورت دوستت؟

متهم:جناب قاضی! خودش می خواست، هر وقت من را می دید،می گفت یک سری به ما بزن!

درباره نویسنده

موفق خواهم شد نه فورا ... ولی حتما ...

مقالات مرتبط

نگارش یک پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *