شعر کودکانه گردنبندی برای دخترک

شعر کودکانه گردنبندی برای دخترک

شعر کودکانه گردنبندی برای دخترک

گردنبندی برای دخترک پیامبر مهربان توخانه ی تمیزش نشسته بود حرف می زد با دوستان عزیزش دخترک قشنگی نشسته بود همان جا بازی می کرد، می خندید نگاه می کرد به آنها پیامبر از جیب خود گردن بندی در آورد با مهربانی، آن وقت دخترک را صدا کرد با شادمانی آن را گردن دختر انداخت […]

 

شعر گردنبند برای دخترک
شعر گردنبند برای دخترک

پیامبر مهربان

توخانه ی تمیزش

نشسته بود حرف می زد

با دوستان عزیزش

دخترک قشنگی

نشسته بود همان جا

بازی می کرد، می خندید

نگاه می کرد به آنها

پیامبر از جیب خود

گردن بندی در آورد

با مهربانی، آن وقت

دخترک را صدا کرد

با شادمانی آن را

گردن دختر انداخت

صورت ناز دختر

شکفته شد، گل انداخت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درباره نویسنده

موفق خواهم شد نه فورا ... ولی حتما ...

مقالات مرتبط

نگارش یک پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *