نمایش «زندانی خیابان دوم»، کمدی گویا از بیکاری

نمایش «زندانی خیابان دوم»، کمدی گویا از بیکاری

«زندانی خیابان دوم» یکی از تلخ ترین کمدی های نیل سایمون آمریکایی است

چون به یکی از بحرانی ترین وضعیت های انسانی می پردازد که در آن اخراج و بیکاری باعث اتفاقاتی در روابط خانوادگی مل (با بازی جواد عزتی)

و همسرش ادنا (مه لقا باقری) ادیسون خواهد شد. خراب بودن کولر در تابستان و سرمای زیر صفر خانه،

شلوغی های شبانه دختران دانشجو که هر شب میزبان ورزشکاران مرد هستند

نمایش «زندانی خیابان دوم»، کمدی گویا از بیکاری
نمایش «زندانی خیابان دوم»، کمدی گویا از بیکاری

و فضولی ها و سروصداهای مرد طبقه بالایی علاوه می شود به جریان اخراج و بیکاری مل که او را عصبانی و بیمار می کند؛

حالا ادنا باید هم از او پرستاری کند و هم برای برطرف شدن مخارج دو جا کار کند…

درباره نمایش زندانی خیابان دوم

حالا برادر و خواهران مل می خواهند به آنها کمک مالی کنند که از این حال و هوا بیرون بیایند

اما این نیاز هم با بهبود مل مرتفع می شود که تحت هیچ شرایطی حاضر به پذیرفتن آن نیست

آنها در ضمن دختر دانشجویی دارند که در صحنه نیست

اما باید هزینه های دانشگاهش هم علاوه شود بر آن همه بیماری و بیکاری…

در نمایش «زندانی خیابان دوم»، مه لقا باقری بیشتر به وجه کمدی پرداخته و به بیان ساده تر فقط هدفش خنداندن بوده است

و از آن وجه تلخ یا تراژیک غافل مانده است چون این بیکاری با دزدی از خانه توأم می شود

و همه چیز قوز بالا قوز شده اما ما فقط به آنچه می بینیم می خندیم،

بنابراین به همین سادگی اشکال بزرگی در این خوانش وجود دارد چون وجه تراژیک دیده نمی شود

در حالی که نیل سایمون دست کم در این متن به دنبال خنداندن صرف نبوده است

و این بر هم ریختگی ها باید که منجر به ارائه لحن تلخی شود. بنابراین مهم ترین دلیل این خنداندن،

نحوه بازی هاست که در آن بازی های کلامی و کم توجهی به بیان بدنی، چنین حال و هوایی را تشدید می کند

و جواد عزتی هم پر مایه است برای لفاظی ها و به چالش کشیدن گفتار دیگران

«این شیر معمولی، این سپیده، مگه تو خواهرم نیستی» نمونه هایی از این لحظات است که بار خنده در آن رشد کرده است

دیگر بازیگران هم تابع این گرایش در بازی هستند و مهم ترین تکه های متن در این روال عادی شده مورد غفلت واقع می شود

و در آن اخراج، بیکاری، دعوا، مزاحمت و افسردگی برجسته نمی شود و انگار فقط به روایت دردها باید خندیده شود!

در حالی که مخاطب باید نسبت به این مصائب کنش مند شود و این از طریق آگاهی ممکن خواهد شد

همچنین عباس جمشیدی و رویا میرعلمی که همواره در نمایش های طنز و کمدی حضور موثر و حتی خلاقانه ای داشته اند،

در زندانی خیابان دوم چندان تسلط و خلاقیتی در بازی شان نمود ندارد

و خیلی معمولی در خدمت همان شوخی های کلامی هستند و نه فراتر و نه پست تر…

نمایش «زندانی خیابان دوم»، کمدی گویا از بیکاری
نمایش «زندانی خیابان دوم»، کمدی گویا از بیکاری

یعنی همه حتی خود مه لقا باقری تحت الشعاع بازی یک جانبه و فراگیر جواد عزتی هستند

که او هم با غالب شدن بر همه چیز هدفی جز خنداندن را پیش نخواهد برد

امیر کاظمی هم معلوم نبود چرا باید از طریق ویدئو بازی کند؟

بنابراین این نمایش برخوردار از نگاه موثری نسبت به این کمدی تلخ نیست

گفتگو با مه لقا باقری بازیگر و کارگردان «زندانی خیابان دوم»

چرا متن زندانی خیابان دوم را برای این روزهای ما مناسب دیده اید؟

– سال هاست که آن را انتخاب کرده ام به خاطر این که متن دغدغه مندی است و شباهت زیادی به زندگی مدرن جامعه ما دارد

۵۰ سال از نوشتن این متن آمریکایی می گذرد، برای همین آن را دراماتورژی نیز کرده ام

و خیلی از چیزها را از آن کاسته یا به آن اضافه کرده ام اما حرف اصلی و انسانی اش را نگه داشته

و سعی کرده ام از مسائلی که از نظر گذشت زمان و تفاوت فرهنگی دور از ما هستند، دوری کنم

دقیقا چه نکاتی را حذف کرده اید؟

– در متن زن و شوهری میانسال هستند که به ۵۰ سالگی رسیده اند و این مرد دارای دو خواهر و یک برادر تاست

ما کمی اینها را جوان تر در نظر گرفته ایم و آن دو خواهر و یک برادر را تبدیل به دو برادر و یک خواهر کرده ایم

و اینها برای کمک به برادرشان که دچار مشکلاتی شده است می آیند و بقیه قصه مانده که در نمایش می بینید

از آن سو هم یکی از برادرها را به صحنه نمی آورم چون می خواهم بی تفاوتی اش را بیشتر کنم

که می خواهد به حالت آنلاین حضور داشته باشد و این در حالی است که خانه اش از خانه برادرش فاصله ای ندارد

اگر اینها تعریف درستی از دراماتورژی باشد، من متن را دراماتورژی کرده ام

فکر می کنم این زن و شوهر باید دختر دانشجویی هم داشته باشند

که شما او را حذف کرده اید؟

– بله… البته در متن هم این دختر در صحنه حضور ندارد.

اما اشاره ای به دختر می شود؟

– بله… ما آن را حذف کرده ایم و دغدغه ما داشتن و نداشتن بچه نبود.

آیا هدف تان ارائه یک کمدی فقط برای خنده بود

یا می خواستید بر وجه تراژیک آن هم اشاره کنید؟

– نه، صددرصد… ماد علاوه بر کمدی، بیشتر می خواستیم وجه تراژدی هم دیده شود

و اگر زمانی بسیار بر تراژدی و شکل واقع گرایانه آن تاکید شود

و خیلی زیادتر از حد معمول هم به آن تاکید شود، کمدی شکل می گیرد

قطعا نوع کمدی ما نیز سیاه است و با گروتسک هم آمیخته شده است

آدم ها جدی صحبت می کنند و جدیت ماجراها زیاد هست و اینها تماشاگر را می خنداند.

بنابراین لحاظ شدن اندوه هم باید برای تان مهم باشد؟

– صددرصد… هدف این بوده، زیرا متن این کار را می کند و در لایه های ظاهری تماشاگر را می خنداند

و در لایه های عمیق تر تماشاگر را با اندوه همراه می کند

آیا از ابتدا مشخص بود که خودتان این نقش را ایفا می کنید؟

– اصلا این نقش را دوست داشتم و دلم می خواست بازی اش کنم و در زمان تمرین ها سعی کردم

با تمرکز بیشتر حضور داشته باشم و از ارائه بازی در گروه های دیگر چشم پوشیدم که بتوانم این نقش را بهتر ارائه کنم

حتما همکاران هم کمک ات کرده اند؟

– نه راستش، تمام تلاشم این بود که خودم این نقش را در آورم

بنابراین صحنه هایی که خودم نبودم با تسلط بیشتری نظارت می کردم

و در صحنه هایی که خودم بازی می کردم ب

ا گرفتن تصویر به دنبال یافتن چگونگی نقش و اصلاحش بودم و تمرین ها را بیشتر می کردیم

و از قبل پلاژن ها را می کشیدم که برای خودم معلوم باشد دارم چه می کنم

از تمام ترفندهایی که در این هجده سال آموخته ام استفاده کرده ام که چیزی برای نقشم کم نگذارم

این انتخاب، ریسک بالایی داشت

چون من در کارهایم بازی نمی کنم و شاید هم آخرین بار باشد، ولی این نقش را دوست داشتم

آیا کارهایی که در این سال ها از نیل سایمون به صحنه آمده را دیده اید؟ و نظرتان چیست؟

– شهرام زرگر مترجم آثار نیل سایمون را از ده سال گذشته می شناسم

و برای گروه های دیگر نقش هایی از متون سایمون را بازی کرده ایم

و این گونه تسلط و شناختم بر سایمون بیشتر شده است و این موضوع چندین سال ذهنم را درگیر کرده

و شاید ده سال باشد که دلم می خواسته سایمون هم کار کنم.

شاید دو اجرای «شایعات» و «پسران آفتاب» با بازی جواد عزتی را هم دیده باشید

که الان او را هم برای کارتان در نظر گرفته اید؟

– بله دیده ام.

نظرت درباره نیل سایمون چیست؟

– او نمایشنامه نویس و کمدی نویس مدرن آمریکایی است

سایمون و وودی آلن را هم رده و هم دوره می دانند و هر دو کمدی مدرن نویس هستند

و تنها فرق شان اینجاست که وودی آلن بیشتر در سینما و سایمون بیشتر در تئاتر بوده است

ولی هر دو متفکران زندگی مدرن اند و شکل مواجهه مدرن با کمدی را مطرح کرده اند

به نظرم شکل نگاه او به کمدی خیلی بهتر از دیگرانی است که کمدی نوشته اند؛

برای مثال من سایمون را به چخوف ترجیح می دهم، به دلیل آن که ملموس تر و جذاب تر می نویسد

و البته این نگاه و سلیقه من در کمدی است نه این که چخوف و دیگران ضعیف تر باشند

به هر حال آنچه نوشته حال بعد از نیم قرن انگار در ایران ما دارد تکرار می شود…

– بله… این تکنولوژی و زندگی مدرن شهری حالا دارد بیشتر سراغ ما می آید

و جالب این که ابتدا تکنولوژی می آید بی آن که فرهنگ مصرفش آمده باشد،

چنانچه ابتدا موبایل را استفاده کردیم بی آن که فرهنگ مصرفش را بدانیم. اینها به جامعه ما آسیب وارد می کند

انگار این تکنولوژی رفتارمان را متناقض می کند…

– تناقضات بسیار زیاد شده است

و باید ماد هم بتوانیم الگوسازی کنیم و با فرهنگ خودمان تطبیقش دهیم تا از شدت آسیب ها بکاهیم

چرا دو سویه اینها آپارتمان نشین هستند

و باید در ابتدا نشانه های زندگی را در صحنه ببینیم اما الان همه چیز از زندگی واقعی دور است؟

– دقیقا به این مسئله فکر کرده ام که اولا بازیگر و تماشاگر به هم نزدیک شوند

و از نظر فیزیکی زندگی آپارتمان نشینی مرا تداعی کنم که بی شباهت با یک زندگی واقعی است

می خواستم مرزها را بشکنم و بر حضور دوربین های مداربسته در زندگی امروزمان تاکید کنم

که دیگر هیچ چیزی از نگاه این دوربین ها پنهان نمی ماند و فرقی نمی کند

در شهر یا حیاط خانه یا مغازه و پارکینگ باشد، همه جا دوربین حاضر است

و این مرزها را می شکند و فضای زندگی ما را لخت می کند و این گونه تماشاگر عریان بودن زندگی اش را می بیند

درباره نویسنده

هر لحظه را زندگی کن...

مقالات مرتبط

نگارش یک پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *