کتاب دختری که رهایش کردی نوشته جوجو مویز

کتاب دختری که رهایش کردی نوشته جوجو مویز

کتاب دختری که رهایش کردی نوشته جوجو مویز

مشخصات کتاب
کتاب دختری که رهایش کردی

نویسنده: جوجو مویز
ترجمه: کتایون اسماعیلی
انتشارات: میلکان
تعداد صفحات: ۴۸۰
قیمت چاپ دوم: ۲۹۰۰۰ تومان

قسمت هایی از متن کتاب دختری که رهایش کردی

*اینکه انسان بتواند مایحتاج زندگانی خود را از طریق انجام کاری که دوست دارد کسب کند، یکی از بزرگترین موهبت‌های زندگانی است

*می‌ دونی چه حسی داره وقتی خودتو به سرنوشتت می‌ سپری؟ یه‎ جورایی بهت خوشامد می‎ گه. دیگه نه دردی هست، نه ترسی و نه اشتیاق و آرزویی

مرگ، امید بود که داشت با این تسکین به وجود می‌ ا‎ومد. به ‎زودی می‎ تونستم ادوارد رو ببینم

ما تو اون دنیا به هم می‎ رسیدیم، چون مطمئن بودم که خدا مهربونه،

خدا هرگز اون‌ قدری بی‌ رحم نیست که ما رو از تسکین تو اون‎ دنیا محروم کنه

*ترس از سرنوشت مادر این بچه با ترس از سرنوشت شوهرم، یکی شده بود

انگار تو گردابی از نگرانی و خستگی گیر افتاده بودم. خبرهای کمی به شهر می‌ رسید

تقریبا هیچ خبری از شهرمون به جایی نمی‌ رفت

جایی خیلی دورتر از اینجا ممکن بود شوهرم سخت بیمار باشه، گرسنه مونده باشه و یا سخت کتک خورده باشه

*منو کشید طرف خودش و محکم منو بوسید، لباش رو لبام بود، دستای بزرگش منو سفت گرفته بودن، بهش چسبیده بودم

منم بغلش کردم و چشمای پر از اشکم را بستم و تو بغلش نفس کشیدم، با همه ی وجودم عطر تنشو بو کشیدم

انگار میخواستم آخرین لحظه ی بودنش رو برای تمام نبودنش ثبت کنم. انگار می دونستم که برای همیشه داره میره

*لیو در حال حرکت نزدیک رودخانه بود‌، چیزی بین راه رفتن و دویدن، قبل از آنکه راجع به آن پیام فکر کند،

دستش را تاب داد و با یک حرکت روان و آهسته گوشی را توی رودخانه تمیز انداخت

گوشی بدون هیچ صدایی درون آب افتاد و توجه هیچ کس را به خودش جلب نکرد

درباره نویسنده

هر لحظه را زندگی کن...

مقالات مرتبط

نگارش یک پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *